جناب آقای حاجی زاده مختصری از سوابق تحصیلی و شغلی خود را بیان کنید .
من یادگیری زبان انگلیسی را در دوران راهنمایی شروع کردم و به دلیل علاقه به زبان انگلیسی تصمیم گرفتم تحصیلات دانشگاهی خود را نیز در این رشته ادامه دهم. درره کارشناسی خود را در دانشگاه شیراز و کارشناسی ارشد را در دانشگاه بهشتی با موفقیت به پایان رساندم و از همان سال اول دانشجویی در شیراز به صورت پاره وقت به تدریس زبان مشغول شدم. در طول این مدت تجربه های بسیار نفیسی در امر تدریس به گروه های سنی مختلف و همچنین تدریس منابع متعدد بدست آورده ام.
تا چه حد آموزش زبان انگلیسی را یک ضرورت ارزیابی می نمایید .
سالها پیش اکثر مخاطبان زبان انگلیسی نوجوانانی بودند که باید از سد کنکور می گذشتند و فراگیری زبان اکثرا محدود به همین گروه سنی و همین مقطع بود. اما امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی و فراگیری استفاده از اینترنت نه تنها در میان کودکان بلکه نوجوانان٬ دانشجویان و حتی افراد میانسال فراگیری زبان به ضرورتی غیر قابل انکار تبدیل شده است به طوری که اگر در گذشته عدم توانایی خواندن و نوشتن بی سوادی محسوب می شد امروزه نا توانی در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی را می توان معادل با بی سوادی دانست .
ما چندین دهه و شاید خیلی بیشتر از خیلی از کشورهای همسایه با انگلیسی زبانان در ارتباط بوده ایم اما توسعه و گسترش زبان انگلیسی امروزه در ایران نسبت به خیلی از کشورهای همسایه عقب تر است . به نظر شما راه برون رفت از این مشکل چیست ؟
من فکر می کنم تنها با برنامه دقیق و طولانی مدت و نه مقطعی می توان این مشکل را برطرف کرد. همانطور که پیشتر هم اشاره کردم فراگیری زبان در ایران تنها محدود به یک نیاز کوتاه مدت و یا یک برهه زمانی خاص مانند کنکور بوده است و این باعث شده است که نتوانیم برنامه طولانی مدت و دقیقی برای تدریس و فراگیری زبان داشته باشیم و این امر فراگیری زبان در ایران را فلج کرده است.
آیا دانشگاههای متعدد فعلی توانسته اند نقش آموزشی مناسبی در توسعه زبان انگلیسی در ایران داشته باشند؟
به نظر اینجانب خیر. رسالت دانشگاه ها تدریس شاخه هایی از زبان مانند مترجمی٬روشهای تدریس زبان٬ادبیات و زبان شناسی به صورت تخصصی می باشد. روشهای ارزیابی و پذیرش دانشجو معیار مناسبی ندارند و با وجود اینکه تمام دانشگاهها در سال اول و دوم دروسی را برای تقویت مهارتهای زبان ارائه میدهند اما متاسفانه ارائه این دروس و روش تدریس انها به تنهای برای فراگیری زبان کافی نمی باشد. این است که متاسفانه حتی در مقاطع بالای آموزشی مانند کاشناسی ارشد، دانشجویان در بعضی مهارتهای اولیه زبان هنوز دچار مشکلات عدیده ای هستند و ما شاهد این هستیم که بسیاری از محصلان موسسات خصوصی دانشجویان زبان انگلیسی هستند.
اصولا مشکلات آموزش زبان در مراکز و موسسات خصوصی و نیمه دولتی را چگونه ارزیابی می نمایید.
جدا از مشکلات فرهنگی٬ مالی و عدم حمایت دولت٬ مشکلات عمده اکثر مراکز، ناشی از عدم برنامه برنامه ریزی صحیح و مدیریت موثر می باشد. متاسفانه اکثر موسسات آموزشی دیدگاهی غیر حرفه ای و بیشتر تجاری به امر آموزش زبان دارند و این باعث میشود که صرفا با تقلید از سایر مراکزکمیت را به کیفیت ارجعیت دهند و در نتیجه در امر اموزش زبان پویایی و نو آوری وجود نداشته باشد . این امر باعث شده است که نفس تدریس زبان به حالت سنتی باقی بماند و تنها منابع به روز شوند.
به عنوان مدرس فعال در موسسه فاخر آموزش زبان در این موسسه را تا چه حدی موثر و مفید ارزیابی مینمایید.
با توجه به آشنایی اینجانب با منابع و روشهای تدریسی مختلف درمراکز شیراز و تهران٬ بدون اغراق موسسه آموزش عالی فاخر از بسیاری جهات یکی از موفق ترین موسسات در امر آموزش نه تنها در استان فارس بلکه در ایران می باشد. دلیل ان هم تفکر فرامرزی و حرفه ای این موسسه به امر اموزش و فراگیری زبان است. به عقیده بنده این موسسه با دیدی باز مرتبا سعی درمقایسه و منطبق کردن منابع و روشهای تدریس خود با استانداردهای به روز جهانی دارد. استفاده از منابع به روز٬ سفرهای اموزشی٬ کادر مجرب٬ مصاحبه زبان آموزان توسط مراکز معتبر اروپایی٬ ارزیابی دقیق زبان آموزان و ارائه گزارش کتبی به آنها٬ نمایش مکرر فیلمهای اموزشی و برگزاری منظم آزمون های آیلتس و تافل از جمله خدمات و امکاناتی است که تنها در این مرکز آموزشی ارائه میشوند.