بوی عید
اسفند که به نیمه میرسد همه چیز شتاب بیشتری میگیرد.ضربانها کمی تندترمیشوند.گویی همه چیز در حرکت است .توقف دیگر جایز نیست .
اینجا شاید تنها جایی از زمان است که ما ایرانیها به روزها و هفته های آینده خوب می اندیشیم. توی مدرسه - اداره- خانه -شهر - روستا همه جا از عید میگویند .
اینجا تنها جایی از زمان است که در انتظار رویدادهای خوب - همه سخت درتکاپویم.کسی نیست که آستینی بالانزند.................هرکسی که باشی و هر کجا که باشی - این روزها باید تکانی به خود دهی .چون عید در پیش است.
عیدایرانی .عید گلها و شکوفه ها.عیدرویش سبزه ها. عید آمدن پرستوها وعید همه زیبایی های سال .
چقدر زیبا ست آن نشستن ها- آمدن ها و رفتن ها- هرچه را که بر خود سخت بگیریم - عیدمان زیبا است .معدود فرهنگی است که بهترین هارا برای دوستانش- اقوامش و مهمانش می خواهد.
این روزها از هر کس که می پرسی .......... فقط یک جواب میشنوی .انشاالله توی عید.
عید ایرانی زیبا است زیبای زیبا. نمی دانم این انتخاب هنرمندانه فکر کدامین ایرانی بوده است .اماکاش می شد قدرش بیشتر بدانیم .آلوده اش نکنیم و بگذاریم این رنگ وبوی عید- تازه و دست نخورده بماند . شیشه این یادگار دیرین نشکند خش برندارد و...........
شاید هم حق با آنها باشد.کرور کرور میروند با یک دنیا فخرفروشی که سوار قایق شوند درپارک آبی.دوستی می گفت همه پروازها پراست .شرکت های هوایی روزی۱۲ پرواز فوق العاده گذاشته اند و هنوز هم بعضی ها جایشان نشده است . بعضی ها هم چند روز زودتر رفته اند تا عید را پای هفت سینی بنشینند که صاحبان هتل ها برایشان چیده اند .پس کو بوی نان شیرین -کو سبزه های ایرانی- کو اجیل و شیرینی شب عید ........................ شاید هم فراموش کرده ایم که بزرگترها منتظرند؟
هیچ جای دنیا جای عید درایران را پرنخواهد کرد .عید با هم نشستن ها .از هم گفتن ها و حتی با مشقت هزینه این روزها را فراهم کردن .........................
...... شاید که راز این عید در با هم بودن است.
نوشته شده در جمعه 20 اسفند1389ساعت 11:35 توسط اسماعیل رحیمی